ماجرای جالب نپذیرفتن پیشنهاد تیم ملی آمریکا و کار کردن موحد در مکانیکی:
- بابی داگلاس، حریف من و سرمربی آمریکا بود و از من رسما دعوت کرد که سرمربی آمریکا شوم.
- به خودم گفتم فردا روزنامههای ایران مینویسنند موحد خائن به آمریکای جهانخوار خدمت میکند!
- نتوانستم خودم را راضی کنم به آمریکاییها یاد بدهم که بچههای ایرانی را زمین بزنند.
- حقوق خوبی پیشنهاد دادم اما من ترجیح دادم کارهای دیگر کنم که سخت هم بودند اما زندگیام خوب گذشت.
- دلیلی پیدا نکردم که کنار تشک، یک آمریکایی رو مقابل کشتیگیر ایرانی کوچ کنم.
- برایش آن روزها یک شعر نوشتم.
- سراغ کار ماشین رفتم، چون سریعا من را به پول میرساند؛ مکانیکی هم بلد بودم و بعد از ماجراهای زیاد، ۲۲ سال در آمریکا کار مکانیکی کردم.